تبليغاتX
:: معارف قرآنی ::

       معارف قرآنی


<-BlogDescription->

ویژگی ها و محتوای سوره حمد

ويژگيهاى سوره حمد :

1ـ اين سوره اساسا با سوره هاى ديگر قرآن از نظر لحن و آهنگ فرق روشنى دارد زيرا در اين سوره خـداونـد طـرز مـناجات و سخن گفتن با او را به بندگانش آموخته است آغاز اين سوره با حمد و سـتايش پروردگار شروع و با ابراز ايمان به مبد ومعاد (خداشناسى و ايمان به رستاخيز) ادامه و با تقاضاها و نيازهاى بندگان پايان مى گيرد.
2ـ سـوره حـمـد, اسـاس قـرآن اسـت , در حـديثى از پيامبر اكرم (ص ) مى خوانيم كه : ((الحمد ام الـقـرآن )) و ايـن بـه هـنـگـامـى بـود كـه ((جابربن عبداللّه انصارى )) خدمت پيامبر(ص ) رسيد, پـيـامبر(ص ) به او فرمود: ((آيا برترين سوره اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعليم كنم )) جـابـر عـرض كـرد آرى پدر و مادرم به فدايت باد, به من تعليم كن , پيامبر(ص ) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت .
سپس اضافه فرمود: ((اين سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ )).
((ام )) به معنى اساس و ريشه است .
شايد به همين دليل ((ابن عباس )) مفسر معروف مى گويد: ((هر چيزى اساس وشالوده اى دارد و اساس و زيربناى قرآن , سوره حمد است )).
3ـ درآيات قرآن سوره حمد به عنوان يك موهبت بزرگ به پيامبر(ص )معرفى شده , و در برابر كل قـرآن قـرار گـرفته است , آنجا كه مى فرمايد: ((ما به تو سوره حمد كه هفت آيه است و دوبار نازل شده داديم همچنين قرآن بزرگ بخشيديم ))((1)).

محتواى سوره حمد:

از يـك نـظـر اين سوره به دو بخش تقسيم مى شود, بخشى از حمد و ثناى خداسخن مى گويد و بخشى از نيازهاى بنده .
در حديثى از پيامبر(ص ) مى خوانيم : خداوند متعال چنين فرموده : ((من سوره حمد را ميان خود و بـنـده ام تـقسيم كردم نيمى از آن براى من و نيمى از آن براى بنده من است و بنده من حق دارد هرچه را مى خواهد از من بخواهد((2)).
لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 13:50  توسط حامد برنگی  | 

نحوه جمع آوری قرآن

بدون شك تمام قرآن در مدت 23 سال ، به مناسبتهاى مختلف نازل ، و همه آن در قلب مقدس پيامبراكرم صلى الله عليه وآله جاى گرفت و با تبليغ آن حضرت ، بسيارى از صحابه آن را نوشته ، يا حفظ مى كردند . بسيارى از محققان اسلامى عقيده دارند كه قرآن در زمان خود پيامبر صلى الله عليه وآله به ترتيب كنونى گردآورى شده است . يكى از حكمتهاى آن ، ارتباط خاصى است كه ميان انتهاى هر سوره با ابتداى سوره ديگر وجود دارد و علامه طبرسى در مجمع البيان ، در ابتداى سوره ها به برخى از آنها اشاره كرده اگر اين نظريه را بپذيريم تنها كارى كه در زمان عثمان انجام گرفت ، اين بود كه چون در آن عصر ، اسلام گسترش يافته و با اختلاف لهجه هاى اهل حجاز ، شام و عراق ، قرائت هاى مختلفى در قرآن پديدار شده بود ، وى قرائت مشهورى را كه ميان مسلمانان معمول و متعارف بود ، انتخاب و سپس دستور دارد كه همه از آن قرائت پيروى كنند و ساير قرآنها را از رسميت انداخت . و اين اقدام ، بنابه درخواست صحابه انجام گرفت . در مقابل ، برخى از دانشمندان بر اين باورند كه قرآن پس از رحلت پيامبراكرم صلى الله عليه وآله جمع آورى شده است آنها معتقدند كه بعد از رحلت پيامبر ، ابابكر به شخصى دستور داد تا با نظارت صحابه پيامبر ، قرآن را گردآورى كنند . اين قرآن ، پس از ابابكر به عمر و آن گاه به همسر پيامبر (حفصه ) منتقل شد . و چون اين قرآن ميان مردم منتشر نشده بود ، هر كس كه مى خواست قرآن را بياموزد ، به حافظان و كاتبان وحى مراجعه مى كرد . در زمان عثمان ، چون هر كس كه هر آنچه را كه از قرآن نزد كاتبان يا حافظان آموخته بود ، قرآن مى ناميد ، عثمان با توجّه به قرآنى كه نزد حفصه بود ، تحت نظارت ياران پيامبر ، آن را به شكلى كه هم اكنون در دست ماست ، تدوين كرد .

با اين بيان روشن مى شود كه ترتيب آيات قرآن بر اساس وحى و دستور پيامبر صلى الله عليه وآله صورت گرفته و اين ، نشانه توقيفى بودن ترتيب آيات است . در اين زمينه رواياتى نقل شده كه پيامبر به برخى از كاتبان قرآن دستور داده تا فلان آيه را بعد از فلان آيه در فلان سوره قرار دهد . بنابراين كارى كه در زمان عثمان صورت گرفته يكى كردن قرائت هاى مختلفى است كه در آن زمان ميان مردم متداول بوده است .

لینک ثابت | نوشته شده در  سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 13:49  توسط حامد برنگی  | 

تدبّر در قرآن.. نياز جامعه‏

همان‏طور كه اشاره شد ارائه راه حل و رهنمود براى مشكلات ازفوائد قرآن است و بر همين اساس است كه قرآن ما را به تدبّر در خودفرا مى‏خواند، زيرا قرآن براى كسى كه بدان عمل كند مفيدوسودمنداست و كسى بدان عمل مى‏كند كه در آن تدبّر كرده و آن رادرك كند. تدبّر در قرآن تنها وسيله عمل بدان است، زيرا خداوند-تبارك و تعالى- در كتاب خود نورى نهاده، كه بشر را به سوى خودش‏رهنمون مى‏سازد و سپس بدان ايمان مى‏آورد و پس از ايمان به آن‏عمل مى‏كند و از همين رو تنها وظيفه انسان آن است كه درهاى دلش‏را به روى آن باز كند و براى فهم آن آماده گردد و چنين امرى تنها باتدبّر و تفكّر در قرآن صورت مى‏پذيرد.
خداوند مى‏فرمايد:
)قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ‏السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(1))
"و از جانب خدا نورى و كتابى روشن و آشكار بر شما نازل شده است، تاخدا بدان هر كس را كه درپى خشنودى اوست به راههاى سلامت هدايت كندوبه فرمان خود آنها را از تاريكيها به سوى نور و روشنايى رهنمون كند و آنان رابه راه راست هدايت كند."
قرآن خود، نور است و ما در برابر نور وظيفه‏اى نداريم، مگر آن كه‏چشمان خود را براى ديدن آن باز كنيم و به وسيله آن تمامى اشياء راببينيم.
كفّار و فاسقان كورى را براى خود برگزيدند و چشمان خود را دربرابر نور آشكار نگشودند و مذبوحانه كوشيدند بر اين نور درخشان‏سرپوش بگذارند تا مبادا به قلبشان رخنه و رسوخ كند، زيرامى‏هراسيدند كه تحت تأثير آن قرار گيرند و با پرتوهاى درخشان آن‏نورانى گردند. قرآن كريم اين سخن كفّار را نقل مى‏كند كه به يكديگرگوشزد مى‏كردند:
)وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ...(2))
"كافران گفتند: به اين قرآن گوش ندهيد و سخن بيهوده بدان‏بياميزيد..."
آنها از نور حذر مى‏كردند و از آن مى‏گريختند. يكى از اين افراد نزدرسول اكرم‏صلى الله عليه وآله آمد و درباره قرآن از ايشان سؤال كرد، پس چون‏پيامبر برخى از آيات قرآن را بر او خواند آن مرد نعره برآورد و با دست‏خود دهان رسول اكرم را گرفت و گفت: تو را به خدا و رحمت سوگندساكت شو و سپس به ميان قوم خود برگشت و گفت: قرآن جادويى‏مؤثّر است.
او تاب تحمّل جريان نورى را نداشت كه نزديك بود قلبش راتسخير كند و به همين دليل پيامبر را ساكت كرد و گريخت.
آنچه از انسان خواسته شده آن است كه درهاى قلب خود را به‏روى قرآن بگشايد و با تأمّل و تدبّر به آيات آن گوش فرا دهد و بدين‏ترتيب بزودى در مى‏يابد كه معجزه چگونه صورت مى‏پذيرد؟
مرد مجرمى مى‏كوشيد تا از ديوار خانه‏اى بالا رود تا اموال‏ونواميس آن خانه را به سرقت برد و لى در اين هنگام صدايى را ازداخل خانه مى‏شنود كه اين آيه را تلاوت مى‏كرد:
)أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ...(3)).
"آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا خاشع‏شود...".
او چند ثانيه‏اى به آيه گوش فرا داد و سپس گريه كنان فرياد بر آوردكه آرى هنگام‏آن رسيده‏است كه قلب سخت من‏خاشع‏ذكر خدا وآنچه‏از حق نازل شده گردد، آرى هنگام آن رسيده است و سپس از ديوارپايين‏آمد و روبه سوى مسجد نهاد وتا پايان عمر در آن‏جا معتكف شد.
تدبّر اين مرد در يك آيه او را از يك مجرم جنايتكار به معتكف‏محراب عبادت تبديل كرد. حال چه رسد به آن كه انسان در همه قرآن‏تدبّر كند، آيا يك انسان به يك فرشته يا حتّى بالاتر از فرشته تبديل‏نخواهد شد؟

                                      کتاب مباحثى پيرامون معارف قرآن كريم نوشته آیت الله سید محمد تقی مدرس

لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1384ساعت 13:16  توسط حامد برنگی  | 

علّت فراخواندن ما به سوى‏قرآن كريم

در حقيقت دلايل مختلفى وجود دارد كه‏بازگشت ما به قرآن وتدبّردر آن را الزامى مى‏سازد و ما تنها به تعدادى از آنها به شيوه ايجازو اختصار اشاره مى‏كنيم و چاره‏اى نداريم جز اينكه اعتراف به‏عجزمان از احاطه به تمامى اين دلايل داشته باشيم:
1 - هر يك از ما تمايلات و خواسته‏هاى مشروعى داريم كه‏مى‏خواهيم راهى مستقيم به سوى آن را بيابيم و قرآن حكيم همان راه‏مستقيمى است كه فرد را به منافع و تمايلاتش مى‏رساند.
اهمّيت و عظمت قرآن منحصر در آن نيست كه تمايلات‏وخواسته‏هاى مشروع مردم را تحقّق بخشد و آنها را به سلامت‏وسعادت هدايت كند تا به منافعشان برسند، بلكه مهمتر آن است‏كه قرآن پايه‏هاى شخصيّت كامل را چنان بنيان مى‏نهد كه مى‏تواندبا آسانى به تمام خواستهاى مشروع خود دست يابد.
2 - منافع انسان در حدّ خود چيزى جز پاره‏اى آرزوهاى بزرگ‏نيست و قسمتى ديگر نيز در جستجوى پر تلاش آدمى در حقّ، خيروسعى مستمر او در جهت عملى كردن آن نهفته است.
انسان خواهان برقرار كردن اركان حقّ است چنانچه كه مايل است‏به مصالح خود نيز دست يابد و مهمترين چيزى كه بدان گرايش داردآن است كه اين دو هدف خود را باهم جمع كند -تحقّق بخشيدن به‏حقّ و رسيدن به منفعت- و قرآن همان حقّى است كه بشر خواهان آن‏است و براى شناخت و تثبيت آن مى‏كوشد، به علاوه آن كه انسان رابه جمع ميان آن و منافع شخصى‏اش هدايت مى‏كند. بنابراين كدام‏يك از ما نمى‏خواهد كه انسان پاكى باشد، از جنايت و فحشا كناره‏بگيرد و راه راست را پيشه خود كند و به رفتار نيكو آراسته گردد؟ ولى‏چه تعداد از ما مى‏توانند چنين كارى كنند؟ طبيعتاً اين عدّه اندك‏اند،زيرا كه ضرورتهاى زندگى اين فرصت و اجازه را به فرد نمى‏دهد تا درخير و حقّ بينديشد. قرآن كريم اين فرصت را فراهم مى‏آورد تا بشر رابه راههاى درست و جلب منافعش هدايت كند، راههايى كه نه تنها باخير و حق منافاتى ندارد، بلكه مكمل آنهاست.
3 - در زندگى روزمره با مشكلات متعدّدى روبرو مى‏شويم،دوستى كه دشمن مى‏شود. خويشى كه بيگانه مى‏شود و ستيزه‏گرى‏مى‏كند و يا زيان‏ها و ضررهاى ناگهانى به ما مى‏رسد و گاهى مشكلات‏آن قدر بر ما هجوم مى‏آورد كه خويشتن دارى از كف مى‏نهيم صبرمان‏لبريز مى‏شود و در گرداب نوميدى، تباهى و خودكشى سقوطمى‏كنيم. ولى قرآن كريم راه حلها و رهنمودهاى قاطعى را براى همه‏مشكلات ارائه مى‏كند و حتّى بالاتر از آن انسانى را مى‏سازد كه براى‏هر مشكل ناگهانى راه حلّهاى مناسب را تدارك مى‏بيند.
لینک ثابت | نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1384ساعت 13:9  توسط حامد برنگی  | 

تعریف قرآن

در فـرهـنـگ اسلام و تشيع قرآن را همواره با صفت كريم به صورت قرآن كريم ( اهل سنت ) با صفت مجيد , به صورت قرآن مجيد ( اهل تشيع ) مى نامند و اين دو صفت منشا قرآنى دارد. از قرآن مجيد دوگونه تعريف مى توان به دست داد. نـخـسـت تـعريف ساده و عرفى كه قرآن را كتاب مقدس و آسمانى اسلام و وحى الهى بر حضرت محمد (ص ) مى داند. دوم تـعريف علمى كه قرآن را وحى نامه اعجازآميز الهى مى داند كه به زبان عربى , به عين الفاظ توسط فرشته امين وحى , جبرئيل , از جانب خداوند و از لوح محفوظ , بر قلب و زبان پيامبر اسلام (ص ) هـم اجمالا يكباره و هم تفصيلا در مدت بيست و سه سال نازل شده و حضرت (ص ) آن را بر گـروهـى از اصـحـاب خـود خوانده و كاتبان وحى ( از ميان اصحاب ) آن را با نظارت مستقيم و مـسـتـمر حضرت (ع ) نوشته اند و حافظان بسيار , هم از ميان اصحاب , آن را حفظ و به تواتر نقل كـرده انـد و در عـصـر پـيامبر (ص ) هم مكتوب بوده ولى مدون نبوده است , و در عصر عثمان با نظارت او طى چند سال , منتهى به حدود سال 28 هجرى , مدون بين الدفتين ,از سوره فاتحه تا ناس , در 114 سوره , مى گردد. و متن آن مقدس و متواتر و قطعى الصدور است و تلاوت آن مستحب مؤكد است . ايـمـان بـه قـرآن مـجـيد به توصيفى كه گفته شد و نيز معجزه الهى و سند نبوت دانستن آن و مـحـفوظ بودنش از خطا و هرگونه افزود و كاست ( تحريف ) , از ضروريات اسلام و مذهب تشيع است . قـرآن به زبان عربى بسيار شيوايى كه مايه اعجاب فصحاى عرب ( و بعدها اقوام ديگر ) گرديده و در تـاريـخ زبـان عـربى , سابقه و همانندى نداشته , در طى مدت بيست و سه سال , يعنى سراسر زمـانـى كـه حـضـرت رسـول (ص ) به وظيفه رسالت و ابلاغ پيام الهى و دعوت به اسلام اشتغال داشـتـه انـد , بـه صورت بخش بخش ( منجما يا نجوما ) بر حضرت رسول (ص ) وحى شده است و چنانچه اشاره شد حافظان , حفظش كرده و كاتبان با نوشت افزارهاى بسيار ابتدايى , با خطى كه هـنـوز نـقـطـه و نـشان و علائم اعراب نداشته است , و كوفى نام داشته است , در چندين نسخه بازنويس شده است .

                                                       قرآن و قرآن پژوهى از بهاء الدين خرمشاهى

لینک ثابت | نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 20:31  توسط حامد برنگی  | 
:::: عناوین آخرین مطالب وبلاگ ::::
All Rights Reserved 2008 © payghah.Blogfa.Com

This Template Designed By allah.blogfa.com